بازی های رایانه ای و پرورش خلاقیت

بازی های رایانه ای و پرورش خلاقیت در کودکان

آموزش / خانواده خوب دیجیتالی / بازی

از آنجا که امروزه عصر ارتباطات و عصر فناوری‌هایی است که خود حاصل ابداع و تفکر خلاق انسان‌ها هستند، در دهه‌های اخیر علاقه‌مندی به پرورش خلاقیت از طریق بازی های رایانه ای مورد توجه بسیاری از روانشناسان، مشاوران تحصیلی و متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. لذا بررسی تاثیر آن‌ها بر خلاقیت انسان‌ها، به ویژه کودکان بسیار حائز اهمیت است تا از طریق آن بتوان به یافته‌های جدیدتر و کارآمدتری هم در زمینه فناوری‌های نوین و هم در زمینه خلاقیت کودکان دست یافت. خلاقیت و تاثیر آن بر بسیاری از فرآیندهای شناختی مورد ارزیابی قرار گرفته است.

از نگرانی‌های والدین در خصوص فناوری چه می‌دانید؟ 

افراد خلاق، از پیدا كردن راه حل‌های متفاوت در زمینه‌های مبهم و ناشناخته لذت می‌برند. این لذت، از جمله مواردی است كه موجبات استمرار تفكر خلاق آن‌ها را فراهم می‌سازد، زیرا که فرد از این رفتار آگاهانه لذت می‌برد و در مغز پاداش می‌گیرد. لذت افراد خلاق، ناشی از برطرف شدن نیازهای شناختی این افراد است. آن‌ها نیاز دارند تا در حالت ابهام قرار گیرند. زیرا آستانه‌ تحمل بالایی را به ابهام نشان می‌دهند و نیاز دارند تا به تنوع و تازگی دست یابند، چرا كه از تحریك شناختی پیچیده لذت می‌برند. آن‌ها نیاز دارند،

به باورها، عقاید و افكار، تأكید عمیق‌تری كنند، چون از فرآیند نقد شناختی بسیار لذت می‌برند. این وضعیت می‌تواند به ارتباط نزدیك خلاقیت و هوش تأكید داشته باشد. بی‌علت نیست كه نظریه پردازان خلاقیت، تیزهوشی را به عنوان یكی از مفروضه‌های خلاقیت در نظر می‌گیرند، زیرا بدون سطح هوشی بالا و ظرفیت شناختی ممتاز نمی‌توان تعمق شناختی مطلوبی را صورت داد و به تولید افكار نوین مبادرت ورزید (کامکار و افروز ۱۳۹۰).

خلاقیت دارای سه بعد انگیزشی، شناختی و غیر شناختی است.

ابعاد انگیزشی خلاقیت، بیشتر توجه به انگیزه‌ درونی فرد دارد، و فرد را بر آن می‌دارد تا بدون اینکه الزاماٌ پاداش بیرونی وجود داشته باشد، به شکل مستمر و پیگیر به کار مورد علاقه‌اش بپردازد، ابعاد شناختی آن ناظر بر وجود تفکر واگرا در فرد است.

تفکر واگرا یعنی تفکر از جهات مختلف و دیدن و توجه به ابعاد گوناگون. بنابراین ابعاد شناختی مبتنی بر تقویت تفکر واگرا است. تفکر واگرا در عین حال تفکری است که برای سؤال ، پاسخ مشخصی نداشته و به پاسخ‌های متعدد و در جهت گوناگون به پاسخ گویی می‌پردازد. در حالی که در تفکر همگرا، پاسخی معین و مشخص به سؤال داده می‌شود.

فرد خلاق، توانمندی تولید ایده‌های مختلف و زیادی دارد. بعلاوه، در جریان تولید ایده‌ها، از انعطاف پذیری ذهنی بیشتری برخوردار است و در جریان تولید ایده‌هایش نیز ایده‌هایی نو و ابتکاری تولید می‌کند که این ایده‌ها به ذهن کمتر کسی خطور می‌کند. به عبارت دیگر دید متفاوتی در برخورد با مسائل دارد.

 ابعاد غیر شناختی خلاقیت هم شامل ویژگی‌های خلاق در امور حرکتی، هنری و توانایی‌های خاصی است که درصد آن را در افراد غیرخلاق، کمتر می‌توان مشاهده کرد.

عناصر اصلی تفکر واگرا

-سیالی
-انعطاف پذیری
-ابتکار
-بسط

سیالی

به این نکته اشاره دارد که فرد توانایی برقراری رابطه‌ معنی دار بین فکر و اندیشه و بیان دارد،که همین امر افراد را قادر می‌سازد راه حل‌های متعددی در حل مسأله ارائه دهند. به عبارتی دیگر، سیالی به کمیت پاسخ‌های فرد به یک مسأله، مرتبط است. این ویژگی مبتنی بر این عقیده است که کمیت موجب کیفیت هم می‌شود. یعنی هر چه تعداد جواب‌ها و راه حل‌ها بیشتر باشد، فرد انتخاب بهتری خواهد داشت.

انعطاف پذیری

انعطاف پذیری، توانایی تفکر به راه‌های مختلف برای حل مسئله‌ جدید است. تفکر قابل انعطاف، الگوهای جدیدی برای اندیشیدن طراحی می‌کند.

ابتکار

توانایی تفکر به شیوه غیر متداول و خلاف عادت رایج، اصالت و ابتکار مبتنی بر ارائه جواب‌های غیر معمول، عجیب و زیرکانه به مسائل است. ابتکار، فرد را از کلیشه‌ها و چارچوب‌های ذهنی رها می‌کند.

بسط

توانایی توجه به جزئیات در حین انجام یک فعالیت است. اندیشه بسط یافته به کلیه جزئیات لازم برای یک طرح می‌پردازد و چیزی را از قلم نمی‌اندازد.

گیلفورد و تورنس از بعد شناختی به خلاقیت و پرورش آن پرداخته‌اند. همچنین آزمون‌های خلاقیت خود را بر این اساس طراحی و تدوین کرده‌اند. گیلفورد در آزمون خویش چهارده زیر مجموعه در نظر گرفت که هر یک از این آزمون‌ها یک یا دو مورد از عوامل چهار گانه تفکر واگرا را می‌سنجد. مانند: سیالی فکری، سیالی کلامی، سیالی بیانی، سیالی تداعی، عنوان برای داستان‌ها، موارد استفاده از اشیاء، طراحی و… .

 تاکنون پژوهش‌هایی با هدف بررسی تاثیر به کارگیری بازی‌ های رایانه ‌ای آموزشی بر ابعاد خلاقیت کودکان پایه‌های مختلف تحصیلی انجام شده است. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش‌ها معمولا شامل بازی های رایانه ای آموزشی و آزمون خلاقیت تورنس بوده که این آزمون هم برای پیش آزمون و هم برای پس آزمون مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نتایج حاصل از این تحقیقات نشان می‌دهد، بازی های رایانه ای آموزشی موجب افزایش عامل‌های اصالت و انعطاف پذیری از عوامل چهارگانه تشکیل دهنده خلاقیت در کودکان دبستانی می‌شود.

همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بازی های رایانه ای در افزایش خلاقیت گروه‌های آموزشی پسر و دختر موثر بوده است. این بازی‌ها در دختران موجبات افزایش مولفه‌های سیال بودن، ابتکار و انعطاف پذیری و در پسران، مولفه‌های سیال بودن و بسط را فراهم آور‌ده‌اند.

همچنین با توجه به اینکه سیالی ذهنی توانایی قابل افزایش است و فرصت‌های تجربی مناسب می‌توانند، این قابلیت را ایجاد یا افزایش دهند. پس بازی های رایانه ای آموزشی مبنی بر امکان پذیر بودن گنجاندن چالش طلبی‌های کودکانه در سطوح و مراحل ساده تا پیچیده ، از آن‌ها می‌توان به عنوان فرصت‌های تازه استفاده کرد.

تفکرهای قابل انعطاف، الگوهای جدیدی برای اندیشیدن ایجاد می‌کنند، ساختار بازی های رایانه ای از انعطاف پذیری برخوردارند و به دلیل سازمان دهی غیر خطی، کودکان را در موقعیت‌های مختلف قرار می‌دهند. قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که مدام کودک نیازمند تصمیم گیری باشد امکانی است که بازی های رایانه ای آموزشی فرصت آن را فراهم می‌کند و کودک در موقعیت‌های چالش برانگیز دست به انتخاب‌های جدید و ابتکار روش‌های تازه‌ای که خلق روش تازه‌ای را به دنبال دارد، بزنند که قبلا با آن‌ها مواجه نشده‌اند.

در واقع بازی‌های آموزشی با دارا بودن ویژگی‌هایی مانند رقابتی، پیچیدگی، آزمایش پذیری، خودپویایی تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر خلاقیت کودکان دارد.