تاثیر استفاده از رسانه های دیجیتالی بر اعتماد به نفس کودکان

آموزش / فرزندپروری / سواد رسانه‌ای

وقتی می­گوییم کسی دارای اعتماد به نفس است، اولین چیزی که به ذهنمان می رسد این است که “خودش را قبول دارد”. حال مسئله این است که این خود شامل چه چیزهایی می­شود؟ ظاهر و چهره، عقاید و باورها، رفتارها و حتی احساسات و هیجاناتی که فرد در مورد یک پدیده یا واقعه دارد. آیا می‌توان گفت که رسانه های دیجیتالی بر اعتماد به نفس تاثیر دارند؟

کودک ما چه میزان توان و انگیزه دارد تا بتواند آزادانه و شجاعانه احساسی را که در مورد موضوعی در ذهن دارد را در میان همسالان و یا در رابطه با بزرگسالانی مانند والدین و مربی و … بیان کند؟ اگر کودکی توانایی ابراز احساساتش را داشته باشد، از اینکه بخواهد از حقوق خود دفاع کند و احساس ناخوشایند خود را هنگامی که حق و سهمش ضایع می­شود، بگوید، احساس شرم، واهمه و یا عذاب وجدان نخواهد داشت.

واقعیت امر این است که تا کودک احساس خود را در مورد موضوعی نشناسد و برایش مبهم باقی بماند، نمی­تواند تصمیم درستی درباره چگونگی باید و نباید‌های رفتاری داشته باشد و به راحتی تحت تاثیر محیط و دیگران قرار می­گیرد. دقیقا اینجاست که فرزند ما به علت شرم از ابراز وجود خود، کودکی خجالتی است که در مورد هیچ چیز، نظر خاصی ندارد و با ترس از برون‌ریزی خود مواجه است.

در اصطلاح گفته می­شود این کودک اعتماد به نفس ضعیفی دارد و شکایت اکثر والدینی که صاحب چنین فرزندانی هستند این است که:

چگونه می­توان باعث افزایش روابط کودک با دیگران شد؟
چگونه می­توان به او جرات­مند بودن را آموخت تا از حق خود دفاع کند؟
چگونه می­توان کودک را از این همه سکوت درآورد و شاهد بیشتر صحبت کردن او باشیم؟
چرا کودک من که توانایی ساز زدن را دارد از نواختن آن در حضور دیگران می­هراسد؟

و هزاران سوال دیگری که اولین لازمه آنها، توانایی شناخت احساسات شخصی کودک است تا درباره خود احساس بهتری داشته باشد و در ادامه بتواند به ابراز وجود برسد و به اصطلاح، پشت دیگران پنهان نشود.

این مطلب قصد آن را دارد تا نقش مهم و پررنگ ابزارها و رسانه های دیجیتالی نظیر تلویزیون، کامپیوتر، تبلت، گوشی تلفن همراه و غیره، را در افزایش اعتماد به نفس کودکان مورد تحلیل قرار دهد و نشان دهد که چگونه می­شود این محیط را تبدیل به فضای امنی برای افزایش اعتماد به نفس کودکان کرد تا در هنگام قرار گرفتن در جمع و رویارویی با دیگران احساس خجالت نکنند.

استفاده از ایموجی‌ها

قبل از هرچیزی می­توان گفت که در اکثر رسانه های دیجیتالی و فضاهای اجتماعیِ مجازی، امکان ابراز احساسات توسط ایموجی‌های مختلف فراهم شده است و این اولین گام کمک کننده در حیطه آموزش شناسایی احساس و بیان آنها به دور از قضاوت و واکنش است. مخصوصا برای کودکانی که در حضور دیگران ابراز کردن احساساتشان به صورت کلامی و بدنی دشوار است و دچار شرم می­شوند، این روش بسیار مفید است.

دریافت بازخورد از گروه وسیع‌ و متنوع افراد

یکی از خدمات شگفت‌انگیزی که رسانه­های اجتماعی برای افزایش اعتماد به نفس کودکان و ابراز وجودشان فراهم آورده است، توانایی بیان و ابراز خلاقانه است. کودکی که به آواز خواندن، صنایع دستی، علم، نویسندگی و یا هر موضوع خاص دیگری علاقه نشان می­دهد، می­تواند افرادی مشابه به خود را در زمینه­های مشترک پیدا کند تا بتوانند نظرات همدیگر را به اشتراک بگذارند و به یکدیگر بازخورد مثبت دهند.

این بازخوردها موجب تقویت عملکرد کودکان می­شود و حتی باعث می‌شود نقاط ضعف خود را برطرف نمایند. این کار یکی از موثرترین عواملی است که به برانگیختن احساس افتخار در کودک، به‌خاطر خود و چیزهایی که خلق و یا اختراع کرده است، کمک می‌کند. کودک از طریق یادگیری چیزی که در آن توانایی دارد، و به دلیل بازخورد مثبت دیگران، بارها و بارها انجام می­دهد، به مرور زمان احساس “توانمندی و از پس کاری برآمدن” در وی تقویت می­شود.

جامعه­ای که در فضای مجازی به تشویق کودک در ایجاد روابط اجتماعی قوی کمک می­کند، باعث می‌شوند تا کودکان ابتدا در خانواده و اقوام و سپس در محیط اطراف، دوستانی با سلایق و علایق مشترک پیدا کنند. این امر به کودک می­آموزد که تعداد لایک، کامنت و یا بازدید از فیلم یا پست کارهایی که به اشتراک گذاشته است (چه کم، چه زیاد) آن‌قدر مهم نیست و اعتماد به نفس به این عوامل بستگی ندارد. بلکه جنس فیدبک­ها و دوستان واقعی­ای که نقاط مثبت و منفی را در یک رابطه پویا و فعالانه­ مجازی بازخورد می­دهند دارای اهمیت برجسته ایست که منجر به تقویت عملکرد می­شود.

این روش، کودکانی که به صورت ذاتی دارای حس شرم و یا خجالت هستند را قوی و توانا می­سازد تا جلوی دوربین رسانه های دیجیتالی و مجازی برای برون‌ریزی و ابراز وجود خود احساس اطمینان و اعتماد به نفس بیشتری کنند و به خودشان بیشتر متکی باشند. همچنین باعث می‌شود نسبت به زمانی که از آنان خواسته می­شود در حضور دیگران به انجام و ارائه کارهای خود بپردازند، اضطراب و آشفتگی کمتری احساس کنند.

آزادی در ابراز عقاید و احساسات

وقتی که کودک ما آزادی بیان برای ابراز ناراحتی خود در مورد مسئله‌ای را ندارد و یا ممکن است که با واکنش‌های سرکوب کننده­ای مواجه شود (به گونه‌ای که بعدها به دلیل ترس از قضاوت شدن از بیان احساس خود شرمگین باشد)، رسانه های دیجیتالی و شبکه های اجتماعی می­توانند با احساس همدلی و پشتیبانی که برای وی به همراه دارند، حس تنهایی و خجالت از بیان احساس خشم و یا اندوه را در وی کاهش دهند.

کودک به ‌تدریج متوجه می‌شود که در مواجهه با مشکلات تنها نیست و می­تواند راه حل‌های جدید و کارآمدتری را از دیگران فرا گیرد و همین امر احساس قابلیت بیشتری را در او بر می‌انگیزد و احساس بهتری درباره خود خواهد داشت. علت چنین تغییری این است که تصور ناتوان بودن را از ذهن کودک دور می­کند و باعث توقف چرخش افکار منفی درباره خود می­شود. تولید افکار مثبت کودک درباره خود، به بهبود اعتماد به نفس و تصویری که از خود دارد، کمک می­کند.

افزایش تعداد مخاطبان

یکی دیگر از راه‌هایی که در رسانه های دیجیتالی موجب افزایش اعتماد به نفس می­شود این است که تعداد مخاطبان بیشتری را نسبت به فضای فیزیکی شامل می­شود. گویی که کودک از این طریق در حال مکالمه خصوصی در یک فضای عمومی است و فرصت بیشتری را از نظر تحت تاثیر قرار دادن دیگران با پیام‌های خود دارد.

زیرا در یک جمعیت فیزیکی که در حال صحبت با یک دوست است، اکثر افراد دیگر نمی­توانند متوجه شوند که او چه می­گوید، اما در این فضا با القای حس توانایی جذب دیگران به خود و با تعامل بیشتری که با تعداد مخاطبین بیشتری دارد، احساس اتکا و اعتماد به نفس بالاتری در مورد خود و مهارتهای خود پیدا می­کند.

ارتباط غیر‌کلامی از طریق رسانه های دیجیتالی

یکی دیگر از مزایای رسانه­های اجتماعی در دنیای دیجیتال، آموزش ارتباط غیر کلامی به کودکان است که بخش مهمی از مفهوم کلی ارتباط را شامل می­شود. این نوع ارتباط می‌تواند تسهیل‌گر پردازش شناختی کودکان از مرحله عینی به انتزاعی شود. در رابطه چهره به چهره، ابعاد بصری و صدای طرف مقابل نقش بیشتری دارد، اما رابطه در فضای مجازی می­تواند درک جنبه­های غیر کلامی ارتباط مانند: زبان بدن، شناخت حس عاطفی طرف مقابل با توجه به جایگاه اجتماعی و تحصیلی و غیره را در کودک بالا ببرد.

این مزیتی است که توانایی کودک برای پردازش و زمان خریدن برای خود در جهت واکنش صحیح به رفتار دیگران را فراهم می‌سازد. بنابراین هنگامی که کودکان از ارتباطات دیجیتالی گسترده­ای استفاده می­کنند، می‌توانند از این امر به عنوان مقدمه‌ای برای افزایش مهارت­های اجتماعی خود در روابط فیزیکی چهره به چهره بهره ببرند و شناخت طرف مقابل برایشان آسان­تر شود. آن‌ها به تدریج به درک عمیق­تری می‌رسند و می‌آموزند ارتباط چیزی بیش‌تر از  مورد توجه قرار دادن چهره و صدای (ویژگی‌های عینی) مخاطب است.

آن‌ها متوجه اهداف اجتماعی طرف مقابل خود می‌شوند و این امر در بلوغ روانی آنان، شناخت عمیق­ترشان از محیط و گسترش مهارت‌های ارتباطی‌شان نقش مهمی ایفا می‌کند.