رشد معنویت کودکان با رسانه های دیجیتال

آموزش / فرزندپروری / تکنولوژی

رشد معنویت در کودک بسیار پیچیده است و تحت تاثیر عوامل متفاوتی نظیر خانواده، مدرسه، گروه همسالان، رسانه های دیجیتال و غیره… است. در حقیقت، رشد معنویت در هر انسانی دارای یک روند پویا است که در سال‌های زندگی رخ می‌دهد و انسان به طور فزاینده‌ای به معنی، اهداف و ارزش‌های زندگی پی می‌برد.

رشد معنویت در کودک بسیار مهم است هر چند در بزرگسالی به آن بیشتر احتیاج است خصوصا در زمان داشتن بیماری‌های صعب العلاج، اما رشد و تکامل معنویت از سنین کودکی پایه‌ریزی می‌شود.

 چرا معنویت؟

یکی از ابعاد مهم چهارگانه سلامت، سلامت معنوی است که ارتقای آن توسط سازمان جهانی بهداشت تاکید شده است. از آنجا که سلامت معنوی سبب بهبود شاخص‌های ابعاد دیگر سلامت جسمی، روانی، اجتماعی می‌شود، توجه به رشد معنویت خصوصا از کودکی لازم و ضروری است.

رشد معنویت در کودکان

تجربه‌های معنوی و دینی می‌تواند اثرات قوی در زندگی کودکان داشته ‌باشد. رشد اخلاقی آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد، ارتباطات اجتماعی آن‌ها را تقویت کند و راه ارتباط با خویشتن و رفتارهایشان را تنظیم نماید.

مراحل رشد معنویت در کودکان که دارای سه بخش یا دوره است شامل:

  1. دوره اولیه کودکی: هنگامی که کودک به طور ساده (خوب) و (بد) را با توجه به تشویق و تنبیه قبول می‌کند.
  2. دوره دیررس کودکی و نوجوانی: هنگامی که کودک و یا نوجوان فهم بهتری از اخلاقیات کسب می‌کند.
  3. دوره بزرگسالی: هنگامی که فرد نظرات جامعه را در مورد خوبی و بدی می‌پذیرد.

روند رشد معنویت در دوران کودکی:

سالهای اول زندگی

زمان بسیار مهمی برای رشد و توسعه دینی و ابعاد معنویت است که معمولا از طریق ارتباط با والدین یا مراقبت کودک حاصل می‌شود. این دوره را دوره نهفتگی معنوی نیز می‌نامند. بینش و انگیزش معنوی با انباشته شدن ذهن، از تجارب حسی و حرکتی فرد پوشیده می‌شود.

به نظر می‌رسد که همه دریافت کودک از خود و جهان اطرافش توسط حس‌های او شکل می‌گیرد و شاید اگر با کودک به خوبی رفتار شود، به آن‌ها که در کنارش هستند اعتماد ورزد (رشد افقی معنویت) و زمینه‌ای برای اطمینان بیشتر و باور به خداوند گردد (رشد عمودی معنویت). بسیاری از محققین بر لزوم ایجاد این اطمینان و اعتماد در ابتدای زندگی طفل برای رشد عمودی معنویت او و اعتقاد به خداوند تاکید دارند.

دوران کودکی با تمرکز ویژه بر روی دوره اوایل کودکی، اولین فرصت برای مهیا نمودن شرایط موثر بر رشد و تکامل معنوی و انتقال آموزه‌های مذهبی و معنوی است. زیرا شخصیت بزرگسالی کودک در این دوران شکل می‌گیرد.

بدیهی است که این شرایط توسط والدین و به ویژه مادر مهیا می‌شود. دوران نوجوانی به عنوان دومین دوره بحرانی و حساس زندگی، دومین فرصت برای رشد معنویت است. به گونه‌ای که با ایجاد آمادگی لازم، از طریق ارتقای معنوبت و سلامت معنوی، فرد را برای مقابله با مشکلات زندگی مهیا می‌سازد.

دوره ‌اواخر کودکی

بین سنین ۶-۱۲ سالگی، تکامل فکری بیشتری صورت گرفته و مهارت‌های منطقی را فرا می‌گیرد. اگر تربیت مناسبی انجام شود، کودک شرکت فعال در امور مذهبی یا معنوی و ارتباط صحیح با دیگران را انجام می‌دهد.

در اینجا کودک متوجه می‌شود که خداوند حقیقتا همان قدرت لاینتاهی است که والدین و جامعه به او عرضه کرده بودند، اگر با نکته انحرافی، خلاف آن‌ها که آموخته بودند، مواجه شوند، آن را غلط می‌داند و رد می‌کند. در این سنین، کودک خیلی مشتاق است که بداند خداوند چه انجام می‌دهد؟ و چگونه انجام می‌دهد؟

دوره نوجوانی

این دوران آمادگی معنوی نامیده می‌شود. نوجوان می‌تواند جهان معنوی را درک کند. دوره‌ای است که با طغیان قدرت‌ها و تعارضات با آنچه در مورد باورها و ارزش‌ها کسب کرده بود، همراه است. نوجوانان محدودیت‌های خود را آزمون می‌کنند، سعی بر جدایی از والدین دارند و مایلند تصویر جداگانه‌ای از خود ایجاد کنند.

رفقا و دوستان او در این مرحله بسیار مهم هستند و می‌توانند جهت رشد معنوی را به او بنمایانند. در این دوران تعارضات در ماهیت خود، معنای زندگی خویش و اهداف آینده زندگی فکر نوجوان را به شدت مشغول می‌کند. نوجوان از آنچه که قبلا در مورد خدا آموخته، حقایقی در مورد خداوند و جهان پیرامون خود را می‌پذیرد و به برخی مطالبی که والدین آن‌ها گفته‌اند به طور سوال انگیز نگاه می‌کند.

در این دوران تضاد وجود دارد، جوان می‌خواهد که ارزش‌های والدین خود را دور بریزد و مایل است که با همسالان خود رفتارها و ارزش‌های گروهی را رشد دهد. این مرحله‌ای است که بعضی از جوانان، عقاید و باورهای مذهبی را که در آن فعالیت‌های گروهی با همسالان خود دارند، بسیار جذاب و گیرنده می‌یابند. این شرایط می‌تواند موقعیت مناسبی برای جوانان باشد که در خانواده آن‌ها باورهای مذهبی یا معنوی وجود نداشته باشد.

اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی و رسانه های دیجیتال و جذابیت این فناوری‌ها،  تغییراتی در روند رشد معنویت در کودکان ایجاد شده است. در ادامه به نقش رسانه های دیجیتال در رشد معنویت کودکان می‌پردازیم.

معنای تفکر معنوی

 تفکر معنوی، تفکر صحیح و اصیل است و با آنچه امروزه به عنوان تفکر شناخته می‌شود، متفاوت است. به یک معنی، تفکر معنوی و تفکر اندیشه در ذات تکنیک و درک ذات آن است اما باید دانست که به صرف درک ذات تکنیک نجات حاصل نمی‌شود، بلکه باید امیدوار به نجات بخشی بود و در این راه تلاش و تفکر کرد و این تفکر باید در چارچوب خاصی متفاوت با آنچه تاکنون بوده، باشد.

رسانه های دیجیتال با شتاب بیشتر ادامه خواهد یافت و هیچ کس نمی‌تواند آن را متوقف کند. از رسانه های دیجیتال گریزی نیست و مظاهر آن را نمی‌توان کنار گذاشت. آنچه مهم و حائز اهمیت است فهم رسانه های دیجیتال و کسب آمادگی لازم برای مواجهه با این مظاهر است. توجه دائمی به این واقعیت در رسانه های دیجیتال باعث خواهد شد که انسان خویشتن را در حوزه آنچه که خود را از او پنهان کرده و پنهان شدنش نیز ناشی از نزدیکی به اوست، بیابد.

نقش رسانه های دیجیتال بر رشد معنویت

هایدگر فیلسوف آلمانی نفکر معنوی را چیزی در مقابل تفکر حسابگرانه می‌داند. این نوع تفکر، ما را به نوعی وارستگی در مواجهه با تکنولوژی دعوت می‌کند تا با رسانه های دیجیتال رفتاری فعالانه و نه منفعل داشته باشیم و اجازه دهیم که رسانه های دیجیتال در زندگی ما حضور بیابد اما ما را به سلطه خود در نیاورد.

تاثیر رسانه های دیجیتال در مسیردهی و شکل دهی به معنویت

در عصر حاضر استفاده از  رسانه ‌های دیجیتال افزایش یافته است و از همان سنین کودکی در اختیار کودکان قرار دارد، بی شک تاثیر زیادی بر تربیت و آموزش کودکان دارد. یکی از آموزه‌های مهم در کودکی آشنایی با جهان و معنویت است، وجود این ابزار می‌تواند باعث رشد تفکر انتقادی و به تبع آن تفکر معنوی شود و باعث ارتقا سلامت روان شود.

در مطالعات غرب، جوانانی که از کیفیت بالای سلامت معنوی برخوردارند علائم افسردگی را کم‌تر از سایرین نشان ‌می‌دهند و رفتارهای پرخطر دوران جوانی را کمتر انجام می‌دهند. این افراد به رفتارهای مرتبط با ارتقای سلامت بیشتر از جوانانی که کمتر مذهبی هستند، اقدام می‌کنند و این امر پیش بینی کننده سلامت بزرگسالی است. داشتن معنویت باعث ارتقای تحمل فرد در برابر مشکلات زندگی و تاب آوری او می‌شود.